جمعه 3 آذر 1385
جمعه 3 آذر 1385
![]()
چند روزی است که چیزی در دوم دام ننوشتم. سفر باعث شده یک عالمه سوژه تازه و خوب برای نوشتن داشته باشم، اما از یک طرف اینقدر فشار سفر سنگینه و آدم رو از یک برنامه طبیعی و روزانه دور می کنه که یک دفعه می بینی چند روز گذشته و چیزی ننوشتی. البته به روز نوشتن و برای هر روز در وب سایت روزانه نوشتن باعث می شه که خودم احساس نکنم که نمی نویسم، ولی واقعیت اینه که اون بخشی از روحت که می خواد حرف بزنه در این نوشته های روزانه حضور نداره.
داستان سفر به سن دیه گو این بود که باید از نیویورک می رفتم اونجا و برنامه ای رو که قول داده بودم، اجرا می کردم. اما به اندازه یک سفر قاره ای رو در این سه روز رفتم و برگشتم. حالا اومدم به یک محیط خانوادگی جالب در فلوریدا، در شهری به اسم دیتونا بیچ. یک منطقه ساحلی که در فضای تفریحی اون گروهی از مردم زندگی آروم و راحتی رو می گذرونند.
امروز هم جشن شکرگزاری بود. یک نوع عید قربان که مسیحیان عالم، و ظاهرا بیش از همه جا مسیحیان آمریکا همون بلایی که مسلمانان در عید قربان سر گوسفندهای بیچاره می آرن، برسر بوقلمون ها می آرن. میلیون ها بوقلمون برای قربانی شدن آماده می شن تا جشن شکرگزاری در دنیای مسیحیت برگزار بشه. جالب این که کسانی که برای قربانی شدن میلیونها گوسفند کلی دلسوزی می کنند، در این مورد مشکل خاصی ندارند و واکنش خاصی بروز نمی دن. نمی دونم، شاید هم بروز می دن و ما متوجه نمی شیم. تنها تفاوتش ظاهرا اینه که این کشتار وحشتناک صدها میلیون بوقلمون در هفته شکرگزاری جلوی چشم مردم اتفاق نمی افته. همه دور هم جمع می شن، احساس خوشحالی دارن و برای غذای روز شکرگزاری بوقلمون ها رو می خورند. تقریبا می شه گفت که روز شکرگزاری و روز هالوین دو سنتی است که روز بروز داره در سراسر جهان مسیحیت و بخصوص آمریکا قدرت بیشتری پیدا می کنه. یک مراسم شکرگزاری و شادی برای شکرگزاری و یک مراسم در مورد مرگ و روح به اسم هالووین که این یکی هم آخرش تبدیل به یک بازی تفریحی می شه.
چنین فکر می کنم که مردم آمریکا اصولا بخاطر نداشتن اون سنت های پایدار و قدیمی به عنوان دنیایی که تازه به وجود اومده و گذشته ای نداره، دائما دارند تلاش می کنند که بعضی از چیزهایی که به نظرشون مهم می آد، تبدیل به ارزش و اصل و سنت بکنند، تا از این طریق اتفاقات مشترک بوجود بیاد، یا به عبارت دیگه سنت های قدیمی رو در روزگار جدید ایجاد می کنند. مثلا همین داستان احترام به پرچم یا سنت های مربوط به دوست داشتن میهن یا بازتولید مسائل و حوادث و اتفاقات مذهبی به صورت یک سنت ملی.
تقریبا می شه گفت که در این روزهای جشن شکرگزاری همه آمریکا می میره و در یک سکوت مفرح و بدون کار فرو می ره. فکر می کنم شاید هم این برای جامعه ای که از صبح تا شب مردمش دارند دنبال کار می دوند یک بهانه برای استراحت هست. در هر حال همین هست.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/177