پنجشنبه 25 آبان 1385
پنجشنبه 25 آبان 1385
اسمش سدی است. سدی وانتال( Sadie von Tal) و یا سدی خسروشاهی. یک دختر خانم ده ساله جذاب و دوست داشتنی. واقعیتش این است که شما اصلا نمی توانید حدس بزنید که این دختر خانم ده ساله است، چنان جذاب است و کشش غریبی دارد که شما بی آنکه بخواهید عاشقش می شوید، اصلا فکرش را نمی کنید که این بانوی جذاب و دلفریب فقط ده سال دارد. مطمئنم او برای شما جذاب تر از انجلینا جولی یا اسکارلت جوهانسون باشد. و یادتان می رود که سدی چه تفاوتی ممکن است با انجلیناجولی یا شاکیرا داشته باشد. می توانید بگوئید: سدی! عاشقتم، دوستت دارم.
واقعا و بارها فکر کردم که سدی چقدر نسبت به انسانها زیباتر است. سدی یک جرمن شپرد فوق العاده جذاب است، با دندانهای کاملا براق، چشمهای مهربان و موهای خوش رنگ. وقتی با او دوست می شوی، طبیعی است که راحت رفیقش شوی. رفیقی بی کلمه. رفیق بدون آزار دادن های بیخود و انتظار داشتن های بیخود. سدی را می توانی نوازش کنی بی آنکه آزارت دهد.
دلم برای همه سدی هایی که هر سال در چین و ایران و هزاران کشور دنیا کشته می شوند و به جای آنها یک مشت کثافت عوضی که شبیه انسانها هستند زندگی می کنند، می سوزد. هزاران دوست سدی در چین و ایران و خیلی کشورهای دیگر فقط برای اینکه سگ های زیبایی هستند کشته می شوند. سگ هایی که دوست دارند زندگی کنند و با انواع دیگر موجودات زندگی کنند. سدی را دوست دارم.
بابای سدی یک دوست نازنین است به نام نیما. نیما با سدی و دالیا زندگی می کنند و خوش می گذرانند. سدی یکی از منتقدین جدی جرج بوش است و در نگاهش می شود این احساس را خواند. بعدا یک عالمه از عکس های سدی را خواهید دید. اسمش را درست بگوئید: سیدی، SEYDI اگر اسمش را اشتباه بخوانید فقط ناراحت می شود، نگاهی از روی بی اعتنایی به شما می کند و از اینکه شما نمی توانید اسمش را بخوانید ناراحت می شود.