دوشنبه 17 مهر 1385

فعلا در مونترال هستم

montreal-alleyway.jpg
سه چهار ساعتی است که وارد مونترال یا مونرآل یا یک چیز دیگری شده ام. شهر جالبی است، انگار یک باره با فاصله یک ساعت هوایی از آمریکای جهانخوار پیشرفته، وارد کوچه پسکوچه های ناف پاریس شده باشی.

کلمات فرانسوی بر خیابان ها قابل رویت است. دیشب برنامه تورنتو خیلی خوب پیش رفت. 450 نفری در سالن بودند و بلیط ها به قول هموطنان سولداوت شده بود. یا به قول فارسی دری وری ابتیاع شده بود. کلی دوستان قدیمی را دیدم، یکی از همان ها که در میدان انقلاب گمش کرده بودم، یک همکلاسی 25 سال قبل دانشگاه شیراز را دیدم و یک جوان اعرابی نازنین که مدتی با هم یکجا کار می کردیم و چندنفری دیگر از گمشدگان لب دریا. برنامه تورنتو خوب پیش رفت و به نظر می رسید که جمعیت راضی است. جوانی طولانی هم یک میلیون عکس گرفت که عکس ها را قرار است برایم بفرستد، لابد فرستاده است و من باید بروم در میل باکس آنها را بردارم.

فعلا احساس گالیور را در حال سفر دارم. تا سه ساعتی دیگر برنامه مونترال شروع می شود و به نظر می رسد برنامه خوب باشد، شاید هم نباشد. تا سه چهار روز دیگر هم در اتاوا و ونکوور خواهم بود. ضمنا در اثر کثرت استعمال هواپیما دارم وقت برای تایپ سفرنامه کم می آورم. ولی تا هفت هشت ساعت بعد قسمت هشتم سفرنامه را منتشر می کنم. امیدوارم در این دوسه روز به روز برسانمش.

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/144