شنبه 8 مهر 1385

جوک های تازه، شهرزاد و احمد


خسته نباشید!
یکی به غضنفر می گه: خسته نباشی! می گه: مثلا اگر خسته باشم می خوای چه گهی بخوری؟

تا این جای راه
غضنفر رفته بود چتربازی. از قضای روزگار وسط زمین و هوا در حالی که با سرعت پائین می اومد، چترش باز نشد. در حالی که هم عصبانی بود و هم ترسیده بود، با خودش گفت: ولش کن، تا اینجاش رو اومدیم، بقیه اش رو هم یک جوری می ریم.

فامیل و حساب و کتاب
اکبری به اصغری می گه: اصغری! اگه من ترتیب آبجیت رو بدم، با همدیگه فامیل می شیم؟
اصغری می گه: نه اکبری! با هم بی حساب می شیم.

شهرزاد و احمد
از یکی می پرسن: بازار چایی چطوره؟
می گه: شهرزاد کشیده پائین، احمد اومده روش!

غضنفر به کارواش می رود
غضنفر داشت می رفت که یکی از دوستانش دیدش.
بهش گفت: کجا می ری؟
گفت: کارواش؟
پرسید: پس ماشینت کو؟
گفت: دو قدم راه رو که با ماشین نمی آن.

عشق پری دریایی
غضنفر عاشق یک پری دریایی شد و بهش گفت: پری جون! تو چقدر قشنگی! زن من می شی؟
پری دریایی گفت: نمی تونم، آخه من که آدم نیستم.
غصنفر گفت: تو فکر کردی من آدمم؟

انوشه انصاری
به علت حضور بدون حجاب انوشه انصاری در فضا در آستانه حلول ماه مبارک رمضان، علما حاضر به رویت ماه نشدند و لذا ماه مبارک رمضان تا بازگشت انوشه مذکور به زمین به تعویق افتاد.

مساله زن دوم
حسن آقا دو تا زن گرفت. بهش گفتن: برای چی دو تا زن گرفتی؟
گفت: یه دفعه دیدی مهمان آمد.

کودک درون
قزوینی یه رفت دکتر روانکاو و گفت: آقای دکتر! ببخشید می خواستم ببینم این کودک درون که می گن کجاست؟

نوار صحنه دار
غضنفر می ره فروشگاه نوارفروشی. می گه: نوار نوحه حاج آقا رضا هلالی رو دارین؟ نوار فروش می گه: بله، چند تا نوحه مختلف داریم، کدومش رو می خوای؟ می گه: اونی که آخرش صحنه دار هست می خوام.

معیارهای ازدواج
به یکی از برادران حزب اللهی می گن: معیار شما برای انتخاب همسر چیه؟
می گه: صداقت خدیجه، عفاف زهرا، صبر زینب، فداکاری سمیه، هیکل جنیفر لوپز.

موسی در قزوین
و خداوند به موسی گفت:... اکنون که به سرزمین قزوین رسیدی عصایت را بر زمین بیفکن.
و موسی چنین کرد. و آنگاه چنین پیام آمد: حالا اگر.... داری خم شو و عصایت را بردار.

حضرت یونس کو
از پسرغضنفر سر امتحان پرسیدند: بعد از اینکه حضرت یونس رفت توی شکم ماهی چه اتفاقی افتاد؟
گفت: فکر کنم برای بیرون آوردنش یونسکو رو تشکیل دادند.

آیا شاه آمده است؟
غضنفر می ره پمپ بنزین و بعد از اینکه باکش رو پر می کنه، می ره پیش حسابدار و می گه: آقا! چقدر شد؟ یارو می گه: 300 تومن! غضنفر تعجب می کنه و آروم می پرسه: چی شده؟ شاه برگشته؟ بنزین فروش یواشکی جواب می ده: نه، شما گازوئیل زدی.

قرائتی آنلاین
آخرین متن سخنرانی استاد قرائتی پخش شد. قرائتی در این برنامه گفت: دختر خوب دختری یه که دوست، چی...؟ نشه. اگر هم دوست شد، چی....؟ پارتی نه، اگر هم پارتی رفت، چی....؟ بوس نده، اگر هم بوس داد، چی....؟ یه صلوات بفرستین!

خواهران در استادیوم
با توجه به احتمال ورود خواهران به استادیوم فوتبال و ضرورت بازسازی و اصلاح شعارهای برادران در استادیوم این شعاربه شرح زیر اصلاح شد:
.... شیر سماور، اگزوز خاور، اوا دیدی خواهر، رفت کجای داور؟

جوکستان | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/132