دوشنبه 3 مهر 1385

پناهنده از جهنم


فیدل کاسترو مرد و به بهشت رفت. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که نگهبان بهشت به سراغش آمد و به او گفت: متاسفم، اسم شما در لیست بهشت نیست، بنا بر این باید به جهنم بروید.

فیدل به جهنم رفت و وقتی به آنجا وارد شد، شیطان سلام گرم و نرمی با او کرد و به او خوش آمد گفت و از او خواست که جهنم را مثل خانه خودش بداند. فیدل کاسترو هم از استقبال گرم او تشکر کرد و گفت که فقط یک مشکل دارد و آن این که چمدان هایش را در بهشت جا گذاشته است. شیطان گفت: مساله ای نیست. من به دو تا از این شیطانک ها می گویم که بروند و چمدانت را بیاورند.

وقتی شیطانک ها به دروازه بهشت رسیدند دیدند در بسته است. هر چه در زدند کسی در را باز نکرد. ظاهرا نگهبان بهشت برای ناهار رفته بود و در را بسته بود. شیطانک ها با هم فکری کردند و قرار گذاشتند که از روی دیوار بروند بالا و چمدانهای فیدل را بیاورند. هنوز شیطانک ها بالای دیوار بودند که دو فرشته بهشت آنها را دیدند، یکی از آنها به دیگری گفت: ای وای! این فیدل کاسترو هنوز ده دقیقه نیست به جهنم آمده، برایمان دو تا پناهنده از آنجا رسیده است.

جوکستان | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/125