جمعه 31 شهریور 1385

جوک های جمله سازی


جوک های جمله سازی از جمله جوک های بامزه ای بودند که مدتهای طولانی، تا یکی دو سال پیش جزو جوک های مدرن فارسی محسوب می شدند. البته بدون هیچ دلیلی فاعل این جوک ها ترکه بود که من چون کار بهتری برای ایشان سراغ داشتم فاعل جوک ها را عوض کردم. یکی از مهمترین خصوصیات جوک های جمله سازی این است که باید گفته شوند و طبیعتا خواندن آنها از روی متن نوشته شده خیلی راحت نیست. از دوستان درخواست می شود اگر جوک های جمله سازی دیگری دارند برایم بفرستند.

خرچنگ: به يکی مي گن باخرچنگ جمله بساز. مي گه: كره خر چنگ نزن!

نمونه: به يكی می گن با نمونه جمله بساز. مي گه: يكي از اعضاي بدنمون كونمونه.

ممه: به یکی مي گن با ممه جمله بساز. مي گه: خیلی گرممه

سی دی: به یکی مي گن با سي دي جمله بساز. مي گه چسيدي. مي گن: نه، با سي دي صوتي جمله بساز. مي گه: گوزيدي...

حسین فهمیده: به يكی مي گن باحسين فهميده جمله بساز. می گه: حسن گوزيده،حسين فهميده.

توله سگ: به یکی مي گن: با توله سگ جمله بساز. مي گه: طول سگ ضربدرعرض سگ مساوی با مساحت سگ.

نمودار: به یکی مي گن با نمودارجمله بساز. مي گه: امان از كون مودار.

مترو، به یکی می گن با مترو یک جمله بساز. می گه: سر این مترو بگیر!

بلاغت: به یکی می گن با بلاغت یه جمله بساز. می گه: اوی فاطی بلا قت کشیدی!

شمشیر: به یکی می گن با شمشیر جمله بساز. می گه: پاشم شیر بخورم.

شاملو: به یکی می گن با شاملو یک جمله بساز. می گه: امشب شام لوبیا داریم.

دو تا حمال: به یکی می گن یه جمله بساز که توش دو تا حمال باشه. می گه: این یخچال هم مال منه، هم مال داداشم.

کوبیسم: به یکی می گن یک جمله با کوبیسم بساز. می گه: میخو بکوب ایسماعیل.

لواط: به یکی می گن با لواط جمله بساز. می گه: بر محمد و آل او صلوات.

کشور: به یکی می گن با کشور یک جمله بساز. می گه با کش ور رفتم خورد تو چشمم.

بالش: به یکی می گن با بالش یک جمله بساز. می گه: با تفنگ زدم به یه کفتر خورد تو بالش. می گن: نه، منظورمون توشک و بالش هست. می گه: با تفنگ زدم به یه کفتر توشک بودم که خورد توبالش یا نه.

به یکی می گن با زنجیر و انجیر یک جمله بساز. می گه: گاهی آدم می خواد زن جیرش بیاد، ان جیرش می آد.

چیپس: به یکی می گن با چیپس یک جمله بساز. می گه چی پسر خوبی!

نخ سوزن: به یکی می گن با نخ سوزن یه جمله بساز. می گه: تیم ایران همه اش خوبه نخصوزن علی دائی.

قباد: به یکی می گن با اسم قباد یه جمله بساز. می گه: بزن بریم بسرعت برق و باد...

اختاپوس: به یکی مي گن با اختاپوس جمله بساز. مي گه: اوخ تا پوستم نسوخته برم تو سايه.

ماتیس: به یکی می گن با اسم ماشین ماتیس جمله بساز. می گه: مات ایس یور نیم؟

45: به يه معتاد مي گن با 45 , 46 , 47 ,48 جمله بساز. مي گه: چلا پنجه مي كشي؟ چلا شيشه مي شكني؟چلاهف نمي زني؟ چلا هشتي ناراحت؟

نجیب: به يکی مي گن با نجيب يه جمله بساز. مي گه: كت من نه استرداره نه جيب.

ماشین: به يكي مي گن با ماشين جمله بساز. مي گه: بياين همسايه ما شين.

داشبورد: به یکی مي گن باداشبورد جمله بساز.مي گه: داييم اومد بچه هاشوورداشبورد.

وطن: به يکی می گن: با وطن جمله بساز. می گه: ديروزرفتم حمام و سر و تنم را شستم. می گن: منظور «ط» دسته داربود. می گه: اتفاقا منم با تي دسته دار شستم.

بقیه: به یکی مي گن با بقيه جمله بساز. مي گه : ديشب شام خوردم. مي گن: پس بقيه اش كو؟ مي گه: اتفاقا بقیه اش تو يخچاله.

صداقت: به يك نفر مي گن با صداقت جمله بساز. مي گه: داشتم تلفنی حرف مي زدم صدا قت شد.

ترکش: به یکی می گن باترکش جمله بساز. می گه: سیگارروباید ترکش کرد.

پل: به یکی می گن با پل جمله بساز. می گه: چطوری، تپل؟

زیزیگولو: به یکی میگن با زیزیگلو جمله بساز. می گه : خداداد عزیزی گلو درد گرفته.

سگ: به یکی می گن با«سگ» جمله بساز. می گه: پدر سگ خودتی و جد و آبادت!

ابریشم: به یکی مي گن با ابريشم جمله بساز. مي گه: هوا ابري شم خوبه.

بنزین: به یکی مي گن با بنزين جمله بساز. مي گه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين.

تلاش: به یکی مي گن با تلاش جمله بساز.‌ مي گه: ننه ام رفت بازار طلاشو فروخت.

تورج: به تركه مي گن با تورج جمله بساز. مي گه: حقوق گرفتم، رفتم همه رو زدم تو رج!

توکیو: به یکی مي گن با توكيو جمله بساز. مي گه: من سکینه رو دوست دارم توكيو؟

تویوتا و پاجیرو: به یکی مي گن با تويوتا و پاجیروجمله بساز. مي گه: تويوتاك قد كشيده، پاجيروفتي روي سينه ام.

جام جم: به یکی مي گن با جام جم جمله بساز. مي گه: صبح كه از خواب پامي شم جامو جم مي‌كنم!

حمید و فرید: به یکی مي گن با حميد و فريد جمله بساز. مي گه: شما با هميد؟ چند نفريد؟

حیدر: به یکی مي گن با حيدرجمله بساز. مي گه: اومدم در خونه تون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش مي گن: نه بابا، با آقا حيدر جمله بساز. مي گه:‌ اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، آقا! هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد!

دوچرخه: به یکی مي گن با دوچرخه جمله بساز. مي گه: با دوچرخه خسته می شم، ولی اگر می خوای با موتورگازی می سازم.

رادار: به یکی مي گن با رادار جمله بساز. مي گه: از اينجا به خونه ما راداره.

ریلکس: به یکی مي گن با ريلكس جمله بساز. مي گه: رفتيم باغ‌وحش با گوريل عكس گرفتيم.

ستیز: به یکی می گن با ستیز جمله بساز. می گه: موبایل ست ایز آف!

سوسن: به یکی مي گن با سوسن جمله بساز. مي گه: من چلوكباب دوست دارم، مخصوصا با سماق!

سینا: به یکی مي گن با سينا جمله بساز. مي گه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون.

شیده: به یکی مي گن با شيده جمله بساز. مي گه: رفتم خونه، ديدم بچه شاشيده.

علی: به ترکه می گن با «علي» جمله بساز. مي گه: نشستم رو صندعلي.

قیمت: به یکی مي گن با قيمت يك جمله بساز. می گه: ننه، بدو كه خورشت قيمت سوخت.

کوشش یعنی کار: به یکی مي گن با كوش يك جمله بساز. می گه: شلوار من كوش؟ می گن: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش هست.» می گه: شلوار من كوشش؟ می گن: بابا، كوشش يعني كار. می گه: خب از اول مي‌گفتين، شلوار كار من كوشش؟

کیشمیش: به تركه ميگن با كيشميش يك جمله بساز. می گه: من پسر عموی علی ميشم، تو كيشميشي؟

لجن: به یکی مي گن با لجن جمله بساز. مي گه: نمي دونم چرا همه بچه های ‌محل با من لجن؟

لوبیا: به یکی مي گن با لوبيا جمله بساز. مي گه: كوچولوبيا!

لوستر: به یک اصفهانی مي گن: با لوسترجمله بساز،‌ ميگه: من سه تا دختر دارم، يكي از يكي لوس‌تر!

مناجات: به یکی مي گن با مناجات يك جمله بساز. می گه: مونا جات رو بنداز بخواب.

مینا و تینا: به یکی مي گن: با مينا و تينا یک جمله بساز. مي گه: مامانم اينا با باباتينا رفتن مهمونی.

مینا: به یکی مي گن با مينا جمله بساز. مي گه: با قاسم‌اينا رفتيم بيرون!

هندونه: به یکی مي گن با هندونه یک جمله بساز. مي گه: ببینم، هند اونه كه بغل پاكستانه؟

بید: به لره مي گن با بيد یک جمله بساز. مي گه: در خانه ما يك بيد بيد.مي گن: اون بيد نيست، بوده. مي گه: آهان، باشه، در خانه ما يك بود بيد.

شاش و جیش: به يكي مي گن با شاش جمله بساز. مي گه من و پرويز و داداشاش رفتيم سينما. مي گن بابا جون شاش يعني جيش. مي گه: خب، آبجيش هم بود ديگه.

به یکی مي گن: يه جمله بساز که توش چاي باشه. مي گه: قوري

عناصر: به يکی مي گن با عناصر جمله بساز. مي گه: وقتي سيفون رو مي كشي عنا سر مي خورند می رن پائین.

ترجمه: به يکی مي گن با تر جمه جمله بساز. مي گه: عنترجمعه كجا بوذي؟

اعضای بدن: به یکی مي گن با اعضای بدن یک جمله بساز. مي گه: مري ومعده ومريم از اعضای بدن ما هستند. مي گن مريم ديگه چيه؟ مي گه مريم جيگره.

جمله: به یکی می گن جمله بساز. می گه من فقط یخچال می سازم، جمله نمی سازم.

آجر: به یکی می گن با آجر جمله بساز. می گه: با آجر که جمله نمی سازن، خونه می سازن.

هفت هشت تا: به یکی می گن هفت هشت تا چند تا می شه؟ می گه: بی خیال، همون جمله رو بگو بسازم.

گهر: به تركه مي گن با گهر جمله بساز. مي گه تو گه هروقت منو مي بيني ميگي جمله بساز.

جوکستان | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/120