سه شنبه 7 شهریور 1385

یادداشت های شبانه( شب اول)

گاهی احساس می کنم هیچ چیز جز نوشتن آرامم نمی کند. در درون من آدمهایی می دوند، راه می روند، نفس می کشند و من را می خوانند. شخصیت های داستانهای نیمه نوشته شده منتظرند تا از شر من خلاص شوند و بروند دنبال زندگی شان. حالم از نوشتن روزانه بد می شود. هوس رمان نوشتن دارم. هوس پرداختن شخصیت، فکر کردن به زوایای پنهان روح آدمی.

دوم دام اسم بامزه ای است. اگرچه، آن که می خواهم نیست. نمی دانم چرا هر چه می سازم ویران می شود. نبوی آنلاین دات کام با آن شکل و شمایل قشنگ و دوست داشتنی، با آن ترکیب دلنشین از طرح ها و کارهای رضا عابدینی و نوشته هایی که دوست شان داشتم. من، اصولا به کار غیر حرفه ای اعتقاد ندارم، ولی به کار شخصی اعتقاد دارم. دوست دارم بنویسم و کسی که نثر مرا و نوشته مرا و خیال مرا، دوست می دارد بخواند.

یک عالمه عکس دارم برای منتشر کردن. یک عالمه جوک را بازنویسی کردم برای خواندن. یک عالمه رمان تمام شده و تمام نشده دارم. و کلی سفرنامه دارم که باید بنویسم شان.

از این که نتوانم خودم را کامل کنم می هراسم. از کهنه شدن نثر می هراسم. از تکرار می ترسم. کاش می شد فقط همان که دوست داری بنویسی. عجب مصیبتی داریم ما که مجبوریم به این فکر کنیم که وظیفه ما چیست. چقدر هم وظیفه شناسیم؟

می خواهم فردا کلی عکس را بگذارم روی سایت. کمی نگرانی بابت فایل صدا دارم. یکی دو تا شخصیت درست کردم که فقط در یک کار صوتی و رادیویی معنی می دهد. فعلا دوم دام برای گذاشتن صدا مناسب نیست. باید برای خودم جا پیدا کنم. و برای کسانی که مرا می خوانند. برایم نظراتتان را به آدرس من در جی میل بفرستید.

ebrahim.nabavi@gmail.com

زت زیاد
ابراهیم نبوی

روزنوشت | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/91