چهارشنبه 29 مهر 1383
چهارشنبه 29 مهر 1383
در اين دو هفته كه من رفته بودم شهرستان و امروز كه برگشتم براي من مثل يوم الله بود و مثل قديم كه در مملكت هر وقت يوم الله اعلام مي كردند و ما در آن روز مي رفتيم و هر كس شبيه كمونيست و طاغوتي و فئودال و بي ناموس بود كتك مي زديم. و چه روزهاي پر افتخاري بود اون. و امروز هم الحمدالله يوم الله است براي اين نامه مجلس. و از تهران با من موبايل زدي كه 135 نفر نماينده مجلس نامه نوشته براي رهبري. اولاً كه من آدم نيستم كه به اون رهبري پيام بدم. ولي اي رهبري! جانم به فدايت! اي مقام معظم! اون نامه رو پاره كن و عكس اونها را هم پس بفرست. چون اون اگر آدام بود چرا نامه؟ و يك استراتژيك دارم و اين بود كه اگر اون 135 نفر يا اقليت بود يا اكثريت، چون من خودم نمي تونم بدون ماشين حساب حساب كنم، اگر اكثريت بود كه به قول قرآن اكثرهم لايعقلون، يعني اي اكثريت مجلس شما نمي فهمي و بي شعوري، مگر اينكه شوراي نگهبان بگه و مخصوصاً آقاي جنتي كه اخيراً هم خارج بود و اگر اقليت بود كه بايد بگم ما در اينجا الحمدالله دموكراسي داريم و اقليت را آدام حساب نمي كنيم، مثل اروپاي اتحاديه و ژنو و لندن.
و يك استراتژيك دوم هم بود كه يك نفر از تهران آمد و به من گفت همه را از اتاق بيرون كن. من همه را بيرون كردم حتي داماد من كه از نور چشم به من نزديكتر بود به خاطر اين محرمانه و حتي چايي هم از پشت در داد و اون آدام كه يك مامور اطلاعاتي بود به من گفت كه اين مملكت مثل كشتي است كه دارند چند نفر آنرا سوراخ مي كنند و ما بايد جلوي سوراخ را بگيريم. و من هيچي نگفتم ولي اون شب خوابم نبرد، چون هروقت من مي خوام جلوي سوراخ را بگيرم خوابم نمي برد. و من مي گم اي دوم خرداد! اي محافظه كاري! اي عسگر! اي قنبر! اي بادامچي! شما وقتي اين را سوراخ كردي فكرش نبودي كه اون مي شه كه از اين بدتره و اون وقت يه كسي بايد يه كاري بكنه كه نمي شه؟ و من خيلي فكر كردم كه اين سوراخ را چكار كنم و آخرش نفهميدم. چون من سوراخ كشاورزي را بلد بودم كه با بيل بود، ولي كشتي را با بيل نمي شود درست كني و من از اين خيلي ناراحتم.
و يك استراتژيك در مورد مانتوهاي خانم ها كه اخيرا خيلي تنگ شده بود و البته يك نفر از اين خارجي رفته هاي كمونيست به من گفت دامن جزو مسائل خصوصي است. انگار كه ما كمونيست هستيم، بدبخت! تو اين مملكت شورت پدر تو هم جزو مسائل عمومي هست، چه برسه به دامن. و من بايد بگم دامن و مانتوي زنان اگر گشاد باشه جزو خصوصي است و اگر تنگ باشه و تحريك كننده باشه جزو عمومي است. و آن وقت من اعتراض مي كنم و البته شنيدم كه اخيراً اين خانم هاي بليط فروش را هم از پشت سوراخ برداشتند و فرستادند سراغ بچه و شوهرش كه من خوشحال شدم، چون جاي زن ضعيف پشت سوراخ اون نيست، از نظر اسلام.
و يك استراتژيك من هم در مورد اون رفراندوم بود. من مي گم آيا آدام كار بي خود مي كنه؟ نه. پس رفراندوم نباشه، تو هم خفه شو. اگر قراره رفراندوم باشه چند نفر از علماي اعلام و صاحب صلاحيت مثل خودم كه زياد هم نباشه كه بشه اون ها را با دست شمرد و روي كاغذ حساب كرد جمع كنيم و به اونها بگيم موافقت كنند و هر كس مخالفت بود با اون حرف بزنيم و اگر موافقت كرد او را هم در رفراندوم شركت بكنيم. و اين از همه چيز بهتر بود تا آمريكا بداند كه صد در صد مردم ما موافقند، خودم نود در صد. اگر رفراندوم اينجوري باشه هم من راضي هستم و هم خدا و من خودم خبر دارم.
و يك استراتژيك دارم در مورد جوانان عزيز و مثل جان شيرين كه الحمدالله نظرسنجي كردند در روزنامه كيهان و سازمان جوانان مثل سيامك پورزند بود كه هرچي به اون بگي اعتراف مي كنه و براي مملكت خيلي خوب بود. و اين سازمان جوانان اخيراً گفت كه 80 درصد، كه فكر كنم حتي از نصف هم بيشتر باشه، از آن جوانان عزيز و جان شيرين طرفدار جهاد با دشمن هستند و من خيلي خوشحالم. و فقط يك سووال دارم كه اين جوانان عزيز كه مي خواد جهاد كنه چرا اينقدر مي ره پارتي كه من عكسش را دارم؟ و من مي گم به اميد خدا يك جنگ بشه كه ما اين جوانان را بفرستيم بره جبهه و انشاالله به شهادت برسه و ما براي اينكه اسم اونها تا ابد باقي بمونه مثل بزرگراه شهيد همت و بابايي و جهان آرا و تهران پارس، براي اونها بزرگراه درست كنيم كه سازندگي هم بشه و بيكاري از بين بره و كشاورزي زياد بشه و گوجه فرنگي بشه كيلويي صد تومن و آلبالو كيلويي دويست تومن، سه كيلو پونصد تومن و من با آناناس و موز مخالفم چون خارجي بود و يك پيام هم براي اون عبدي دارم كه اي عباس! چي مي شد تو هم در اون نظرسنجي نتيجه مي گرفتي كه 80 درصد جوانان مملكت مي ره جهاد كه به زندان نمي افتادي، خاك بر سرت! كه دلت براي زن و بچه ات نسوخت. و من دارم مي رم براي فصل كشاورزي كه محصول بايد برداره و ممكنه تا چند هفته برنگردم. تا اون موقع كسي رفراندوم به خودش نكنه و حرف زيادي نزنين تا من بيام. خداحافظ.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/59