سه شنبه 26 آذر 1381

نطق پیش از دستور، 26 آذر 1381، پيام به اون سبزها

فایل صوتی را می توانید از اینجا دانلود کنید.

در اين چند هفته که من مسافرت رفته بودم به من چند استراتژيک مهم اتفاق افتاد. من رفتم به اروپا و لندن و هيتلر و سوئد و ژان پل سارتر و خيلي هم خوب بود.
اولين استراتژيک من در مورد اون سبزها بود که من از اون خيلي خوشم اومد و در سوئد بود. چرا چون اون سبزها هم مثل خودم بود. اولا اونها سيد هست چون سبزه و معلومه که اجداد اونها از ايران رفت . حالا پناهندگي بود يا نه من نمی دونم. دوما اون سبزها همه اش طرفدار کشاورزی بود و کشاورزي از همه چيز مهمه. و من رفتم و ديدم هر جاي مملکت اون ها پر از درخت گيلاس و گلابي بود. ولی من نديدم کسی بيل بزنه و سوما اون سبزها خيلي آدام خوبی بود. چون سيگار نمی کشد و زهرماري نمي خورد و طرفدار بچه کوچولو هست و به جای اينکه هر روز گوشت کيلويي چهار هزار تومن بخره که برای مرفه بی درد هست هر روز سبزی می خورد که من خوشم نمي آد ولي براي مستضعف فقير بيچاره خيلی خوبه. و چهارم اين بود که اين سبزها که من ديدم اينها می گه ما بايد همه چيز را خراب کنيم تا مردم بره در جنگل زندگي کنه و اگر همه بره در جنگل اختلافات هم برطرف مي شه و وحدت مي کنيم و من خوشحال شدم که اونها مي خواد همه ساختمان را خراب کند.و پنجم اين بود که من از سوئد خوشم اومد البته در آن زن بی حجاب هم بود، ولی خدا را شکر اينقدر سرد بود که که همه اون ها چند تا لباس پوشيده بود برای جوان ها. و هيچ کس نمي تونست بی ناموسی را تماشا کند. بنابر اين من هم طرفدار اون سبزها هستم.
دومين استراتژيک من برای اون عبدی بود که رفت اون را محاکمه کرد برای نظرسنجي. و من بايد به اون یک پيغام بدم. ای عباس ! خدا را شکر که زنداني شدي. تو کی هستي که به من نظرمردم را بگی؟ مردم می آد پيش من می گه نظرش چيه، تو از کجا می فهمی؟ چند تا کاغذ پاره گرفته دستش می ره مردم می گه ما با آمريکا سازش کنيم. با کاغذ پاره سازش می کنی؟ اين شد کار؟ اين شد ناموس؟ من همه اون نظرسنجی را پاره می کنم که خيالت راحت بشه. مگر من برای خودم نظر ندارم که تو از مردم می پرسی؟ مگر در اين مملکت چند نفر بايد نظر بده؟ و من با تو مخالفم.
و يک پيام دارم برای اون سعدی که پيام داد. و من چند شعر اون را در بچگی در مدرسه خونده بودم که تو کتاب نوشته بود و سخت بود، و حفظ نمی شدم. و من بايد بگم ای قاسم! ای سعدی! تو اگر ناموس پرست بودی اين حرف را نمی زدی و من نمی دونم چرا هر کس می خواد بره خارج دلش می خواد پيام بده و من پيغام اون را یک نفر جوان حزب اللهی به من خوند و من خيلي ناراحت شدم. تو اگر می خواهی بری آمريکا برای بی ناموسی برای خودت برو وگرنه من و فاميل و اين بچه ها با آمريکا مخالفيم و به اون می جنگيم. ای سعدی! تو به جای اينکه پيام بدی برو و اون شعر خودت را بگو. ای بدبخت!
و يک استراتژيک هم براي آمريکا دارم که گفت مي‌خواد به عراق و بغداد حمله کند. من مي‌گم آمريکا بايد اين صدام حسين را از بين ببرد و ما بريم اون جا يک رئيس جمهور دوم خرداد درست کنيم و اون وقت اون بياد به ما حمله کند که اين دوم خرداد بره بجنگه و اون وقت ما هم عراق داشته باشيم، هم ايران، هم اين دو مملکت را کشاورزي کنيم و هر سال سيب زميني و پرتقال بکاريم.
و يک استراتژيک هم براي اون کمونيست دارم که من در خارج که بودم چند تا از اون ها ديدم و قيافه اون شبيه مرفه بي درد و اون جوان مملکت بود که ژل مي زنه موهاش با اون زهرماري و من مي گم اگر اين دولت ما هم مثل سوئد که کمونيست بود بود به کمونيست هاي ما هر ماه حقوق بده اون ها همه اش مي شه سرمايه داري و من راحت مي شم و ديگر هيچ مشکلي نيست.
و من ديگه با شما هيچ حرفي ندارم، تا برگردم به اون، هيچ کس حرف نزنه، خداحافظ.

حسنی | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/55

Comments

Post a comment




Remember Me?