چهارشنبه 29 مهر 1383
چهارشنبه 29 مهر 1383
در اين دو هفته كه گذشت خيلي براي من سخت بود. و به من يك اتفاق ناراحتكننده شد. كه چند تا از اون استراتژيك بود و چند تاكتيك. اول از همه اون خانه عفاف بود كه من چند روز خجالت كشيدم و اين ملانوري در اون وزارت كشور آن طرح را درست كرد. و قرار شد در آن اين زنهاي بد را وزارت كشور ببره و استخدام كند. اي وزارت كشور! تو ميخواي اون را استخدام كني؟ تو غيرت داري؟ تو ناموس ميفهمي؟ و يك نفر از تهران با اون زهرماري تلفن زد به من كه صداي اون قطع ميشد و گفت كه اين زنهاي بد در تهران ميره خيابان و كار بيناموس ميكنه و هر كس هر كس اون را سوار ماشينش ميكند. حالا تو اين همه فقير و بيچاره در مملكت خانه نداره براي زن بد ميخواي خانه عفاف درست كني؟ و بايد جلوي اون را بگيرد. و يك پيام براي اون زنهاي ضعيف بيناموس دارم كه اي زن! خاك بر سرت! چرا ميري بيناموس بكني! برو يه كار ديگه بكن، چون كشاورزي براي زن ضعيف خوب نيست. و اگر ميخواي خانه عفاف درست كني بايد زنها و دخترهاي نجيب باشه كه با اون جوانها ازدواج بكنه، نه اينكه عفاف درست كني. و يك پيام براي برادر اون دارم. اي برادر! اي بيغيرت! مواظب ناموست باش. تو برادري. و من ميگم اگر اينترنت را قطع بكني كه اين بچه نره توي كافه براي خودش اون هم درست ميشه. و يك راه حل هم براي اون زن بيناموس دارم كه اگر برادران غيور جلوي آمدن آن زن را به خيابان بگيره همه مشكلات حل ميشه و اون خانههاي عفاف را هم بده به اين فقير كه بره توي آن زندگاني بكنه.
و يك استراتژيك براي اون نهضتآزادي كمونيست دارم كه يك نفر يزدي آمد براي من درست كرد. اي يزدي! تو مگر خانه زندگي نداري كه از يزد آمدي تهران به مملكت براندازي بكني؟ و اينها طرفدار يك پيرمرد هستند كه هر سال ميره اين ضدانقلاب احمدآباد با اون حرف ميزنه. و اين مصدق از اون هم بدتره. و بايد اون را محاكمه بكند كه چرا اين قدر براندازي ميكني. و من ميگم اگر به جاي همه اينها اگر اون مصدق و اون بازرگان را بگيري از همه مهمتره. و من خيلي ناراحت شدم كه اين مزروعي كمونيست كه رئيس مجاهدين چپي بود نامه نوشته از اون حمايت. اي مزروعي! تو غلط كردي به ما نفوذ كردي و من ميگم اگر بخواهي خداي ناكرده از حاكميت خروج كني من خودم پدرت را در ميآرم. تو مگر همون نبودي كه از شهرام پول گرفتي در اون پتروپارس؟ بايد همهاش را پس بدي.
و يك استراتژيك براي روز خبرنگار دارم كه اين واعظين كمونيست در آن سخنراني كرد. و من يك پيام به همه خبرنگاران كشور دارم. اي فرزندان من! شما آدم خوبي هستي، بيا از اين كمونيست بيناموس دست وردار و به دامن مملكت خودت بيا. اي فرزندان من! اين همه منافق و بيدين نباش. گول نخور. وقتي ميري روزنامه مثل بچه آدم بشين پشت ميز و صندلي مشقت را بنويس و به حرف كمونيستي گوش نكن. من خودم وقتي بچه بودم چند بار كمونيستها را ديدم كه ميگفت هيچ كس خواهر مادر نداشته باشد و حتي پيشهوري هم اين طور بود. حالا تو رفتي شدي روزنامة چپي؟ و اگر در روز خبرنگار روزنامهها را ببنده بهتره كه هم درخت را قطع نكنه با اون كاغذ درست كنه براي روزنامه و هم مردم با هم دعوا نكنه و فقط من خودم با اونها دعوا كنم. و براي محيطزيست هم خوبه و كشاورزي كه از همه چيز مهمه.
و يك مسئله هم دارم كه استراتژيك نيست ولي بيناموسي بود و اون دربارة يك پسر بود كه خودش را شبيه زن درست كرد و لباس زن پوشيد. و من اگر از اين ناراحتي بميرم هم درست نميشه. و اين مرد بيغيرت رفت دزدي از ماشين كرد. اي بيغيرت! تو از زن هم كمتري. مگر من كه مرد هستم چه عيب داشت كه رفتي زن شدي؟ مثل اون جكسون بيغيرت كه هم ميرقصيد هم قر ميداد و من ميگم يك مرد هيچ وقت اون كار را با خودش نميكنه و اين هم به خاطر اينترنت بود.
و حالا كه گفتم اينترنت يك چيز هم به اون دوم خرداد بگم. من اطلاع پيدا كردم كه اين دولت دوم خرداد رفته به خودش بودجه مملكت را براي كامپيوتر و اينترنت و چت گذاشت. و من با اين مخالفم، چون اگر جنگ بشه با آمريكا هر كدام از اين جوانها داره چت ميكنه و كسي نميره به جنگ و آمريكا به من تجاوز ميكند. پس من به اون دوم خرداد ميگم تو نبايد اينترنت درست كني. و ديگر هيچ پيام و استراتژيك ندارم. خداحافظ.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/51