شنبه 5 مرداد 1381
شنبه 5 مرداد 1381
فایل صوتی را می توانید از اینجا بشنوید.
در اين هفته من مسافرت نرفتم، چون اون دوم خرداد رفت پيش اون محمد در مالزي كه خارج هست و من گفتم حالا كه اون ميره مسافرت من چرا؟ و من در اين هفته چند استراتژيك مهم دارم. اول اون روزنامه چپي كمونيست بود كه تعطيل شد و در اون چند نفر كمونيست با هم روزنامه چاپ ميكرد. و من ميگم خدا را شكر كه تو را تعطيل كرد. اي نوروز! اي كمونيست! هي درخت گيلاس آلبالو را بريدي با آن روزنامه چاپ كردي كه در آن اون حرف كمونيستي بزني كه استالين هم نميزد؟ من خودم چند بار روزنامه اون را ديدم كه عكس اون مزروعي كمونيست در اون بود. و يك بار عكس اون ميردامادي بود كه من اون را ديدم و در آن اخبار دروغ چاپ كرد. و آمد دادگاه چند روز از خودش دفاع كرد. تو مگر كي هستي كه دفاع ميكني؟ وقتي دادگاه ميگه بايد تعطيل كني مثل آدم برو خونه خودت. مگه اينجا تگزاسه كه از خودت دفاع ميكني؟ و من ميگم اگر آدم محيط زيست باشه اين درخت را نميبره با اون روزنامه. و اگر قراره وحدت باشه همه يه چيز بگه، نه هركس يه چيز بگه. يه روزنامه باشه كه در اون وحدت باشه مردم نره چند تا چيز بخونه، گيج بشه.
و استراتژيك دوم من اون اروپا بود كه اومد به ايران و من خيلي ناراحت شدم. چه فرقي ميكنه اروپا با اون بوش؟ همهاش خارجه. و اونها ميگه كه ما با آمريكا نيستيم كه منو فريب بده، نه اين كه استراتژيك باشه و با من راست بگه. اگر تو راست ميگي چرا به جاي اروپا با انگليس و اون ژان پل سارتر وحدت نميكني كه هم خدا راضي باشه هم پيغمبر، به جاي اون رفتي با اون اروپا؟ و انگليس چند چيز خوب داشت، يكي اينكه رئيسجمهور اون يك پيرزن بود و اگر ديپلماتيك ما بره پيش اون تحريك نميشود، اين از تهاجم فرهنگي و من بايد بگم اين تهاجم فرهنگي خيلي بد بود و من به اون هشدار ميدم.
و يك استراتژيك براي اون سيامك كه الحمدالله اعتراف كرد و من خوشحال شدم و بايد اعتراف كنه. پول بيتالمال را مصرف ميكني، هر وقت مملكت خواست بايد اعتراف كني. و معلوم شد كه اون از رضا پول گرفته بده ملانوري و قنبر و واعظين كه با اون روزنامه چاپ كنه كه الحمدالله تعطيل شد.
و يك استراتژيك مهم هم در اون شهرداري بود كه با شوراي تهران كه اون اصغرزاده بود دعوا كرد و من ميگم حالا كه شهرداري ميخواد شهرش را درست كنه چند كار را من ميگم آنها را يادداشت كن كه همهاش درست بشه.
اول از همه اون پاركها را خراب كن كه در اون معتاد و زن بيحجاب نره بيناموسي بكنه و مزاحمت بشه و اگر اين كار را بكني اون نيروي انتظامي هم نميره ماشين لندكروز گرانقيمت بخره براي ضبطصوت بيغيرت و صرفهجويي ميشه و به جاي اون پارك براي فقير بيچاره خانه درست كن.
دوم اينكه اون برجها را كه در آن مرفه بيدرد زندگي ميكنه خراب كن و به جاي اون پارك درست كن. اي خانم دكتر ابتكاري. شما كه ديپلم گرفتي، مگر تو محيطزيست نيستي؟ پس چرا برج؟
سوم اينكه من ميگم ماشين بنزيني و گازسوز را از شهر ببر بيرون و فقط خودرو در شهر باشه كه ايراني هم هست و ماشين خارجي نباشه كه مردم بگه اين آمريكايي بود. و جلوي زن بيحجاب را بگير كه نره هر روز هر روز خيابان و مغازه با پول بيتالمال و نفت قاشق چنگال بخره، هر روز اون را بشوره كه آب مملكت اسراف بشه و بيآبي و بيكاري درست بشه و اگر اون زن بيحجاب نره خيابون مرد بيغيرت هم نميره و شهر شلوغ نميشه.
و يك چيز ديگر هم اينكه اين جوانها را بفرست از تهران بره كشاورزي كه مشكل بيكاري هم حل بشه. و من ميگم اگر اين كارها را بكني همه چيز درست ميشه و من ديگر هيچ پيامي ندارم. خداحافظ
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/50