چهارشنبه 29 مهر 1383
چهارشنبه 29 مهر 1383
در اين دو هفته كه من مسافرت رفته بودم چند واقعه مهم اتفاق افتاد و يك شايعه به من شد كه من خيلي ناراحت شدم. و اون اين بود كه به من شايعه شد كه چون هيچ كس به من خبر نداشت گفتند كه من هم رفتم به استكبار جهاني و حتّي گفتند كه فرار مغزها زياد شد حتماً من هم رفتم، امّا من به اون بوش بگم من تا آخرين قطره خون ايستادم و هيچ وقت نميرم و اين يك پيام بود براي اون.
و چند استراتژيك، اول اون آقاجري كه يك بيسواد بود و هنوز بلد نيست اسم خودش را بنويسيد يك بار با اون ق مينويسد كه يك نقطه داشت و يك بار دو نقطه. خاك بر سرت! اگر بلد بودي حرف بزني اسم خودت را درست مينوشتي و تو غلط كردي رفتي اون حرف را زدي و من به تو اعتراض ميكنم. به من مسخره ميكني؟ برو به خودت مسخره كن كه اين ملّت به تو جواب داد و بايد بري همدان. و اگر اون بره همدان يك فايده داره كه زلزله ميآد و اون ميميره و راحت ميشيم همگي و يك استراتژيك بود به خاطر عراق كه آمريكا به اون حمله كرد. و من با هر دو اونها مخالفم. من با عراق مخالفم چون آمريكا از اون حمايت كرد كه به من تجاوز كند و با آمريكا مخالفم چون از عراق حمايت كرد. پس چي؟ پس آمريكا نبايد به عراق حمله كند و ما بايد خودمان هر دوي آنها را از بين ببريم. مگر من مُردم كه آمريكا به عراق؟ من خودم حمله ميكنم و اگر خودم حمله ميكنم و اگر به من چند هواپيما بده من ميرم آمريكا را هم خراب ميكنم كه صد تا كارگر بياد اون را نتونه درست كنه. و من به بوش مخالفم كه يك ضعيفه را گذاشته كه به من حمله كنه. اول بگو اون ضعيفه كه سياه هم هست حجابش را درست كنه بعد حرف بزنه. و استراتژيك سوم اون افشاري بود كه در دانشگاه اين هفته ميخواست راهپيمايي بكند و در اون ساكت باشد و اين محتشمي در وزارت كشور به اون مخالفت كرد. و من هم مخالفم. آخه اين كاره؟ صد نفر آدم بره خيابان راه بره ساكت همين طوري مثل چي، اگر راهپيمايي ميري بايد جيغ بزني، نه اينكه ساكت. و اين يك توطئه بود. و يك پيام هم دارم كه من خيلي متأسف شدم و يك روز يك نفر از اون جوانهاي غيور آمد پيش من و من را برد توي اينترنت و من خيلي خجالت كشيدم شايد چند ساعت. و در اون جا يك اينترنت بود كه مال اون زم بود كه سيگار فروخت و فيلم درست كرد كه آدم خجالت ميكشه اون را نگاه كند و يك مرد بود كه مثل زنهاي ضعيف لباس پوشيد و به چشم خواهري خوشگل بود. اي زم! حالا براي من اينترنت درست كني؟ مگر تو بيل گيتي؟ مگر تو اينترنتي؟ رفتي اونجا براي خودت عكس گذاشتي؟ و يك نفر گفت كه اين اينترنت اون تلويزيون بود. حالا ديگه به لاريجاني دخالت ميكني. البته من با اون هم مخالفم و با بقيه اونها. و يك استراتژيك هم براي اون دوم خرداديان دارم كه دادگاه اون را محكوم كرد كه ده سال اينجا بايد باشه و نبايد رقاصي بكند. اي خرداديان! مثل زنهاي ضعيف ميرقصي؟ خجالت بكش! و اگر من به اون قاضي بودم اون را ميفرستادم دهات كه كشاورزي كنه كه هم آدام بشه و هم براي مملكت فايده داشته باشه. و يك استراتژيك هم براي اون برادران غيور داشتم كه شنيدم در تهران با او ماشينهاي سياه رفت و جلوي اون جوان فاسد را گرفت و خدا پشت و پناه اون باشد، امّا يك تنقيد از اون بكنم كه چرا لندكروز؟ كه يك ماشين گران هست براي اون مرفه بيدرد. و من ميگم اگر تو مستضعف هستي و سرمايهداري نيستي پس چرا نميري سوار وانت بشي كه ده نفر هم پشت اون سوار بشه جا هست و براي كشاورزي هم فايده دارد. و ديگر هيچ پيامي ندارم و من ميگم تا هفته آينده خداحافظ.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/48