سه شنبه 18 تیر 1381

نطق پیش از دستور، 18 تیرماه 1381، چرا لندكروز؟ وانت سوار شو!

فایل صوتی را می توانید از اینجا بشنوید.

در اين دو هفته كه من مسافرت رفته بودم چند واقعه مهم اتفاق افتاد و يك شايعه به من شد كه من خيلي ناراحت شدم. و اون اين بود كه به من شايعه شد كه چون هيچ كس به من خبر نداشت گفتند كه من هم رفتم به استكبار جهاني و حتّي گفتند كه فرار مغزها زياد شد حتماً من هم رفتم، امّا من به اون بوش بگم من تا آخرين قطره خون ايستادم و هيچ وقت نمي‏رم و اين يك پيام بود براي اون.
و چند استراتژيك، اول اون آقاجري كه يك بي‏سواد بود و هنوز بلد نيست اسم خودش را بنويسيد يك بار با اون ق مي‏نويسد كه يك نقطه داشت و يك بار دو نقطه. خاك بر سرت! اگر بلد بودي حرف بزني اسم خودت را درست مي‏نوشتي و تو غلط كردي رفتي اون حرف را زدي و من به تو اعتراض مي‏كنم. به من مسخره مي‏كني؟ برو به خودت مسخره كن كه اين ملّت به تو جواب داد و بايد بري همدان. و اگر اون بره همدان يك فايده داره كه زلزله مي‏آد و اون مي‏ميره و راحت مي‏شيم همگي و يك استراتژيك بود به خاطر عراق كه آمريكا به اون حمله كرد. و من با هر دو اون‏ها مخالفم. من با عراق مخالفم چون آمريكا از اون حمايت كرد كه به من تجاوز كند و با آمريكا مخالفم چون از عراق حمايت كرد. پس چي؟ پس آمريكا نبايد به عراق حمله كند و ما بايد خودمان هر دوي آنها را از بين ببريم. مگر من مُردم كه آمريكا به عراق؟ من خودم حمله مي‏كنم و اگر خودم حمله مي‏كنم و اگر به من چند هواپيما بده من مي‏رم آمريكا را هم خراب مي‏كنم كه صد تا كارگر بياد اون را نتونه درست كنه. و من به بوش مخالفم كه يك ضعيفه را گذاشته كه به من حمله كنه. اول بگو اون ضعيفه كه سياه هم هست حجابش را درست كنه بعد حرف بزنه. و استراتژيك سوم اون افشاري بود كه در دانشگاه اين هفته مي‏خواست راهپيمايي بكند و در اون ساكت باشد و اين محتشمي در وزارت كشور به اون مخالفت كرد. و من هم مخالفم. آخه اين كاره؟ صد نفر آدم بره خيابان راه بره ساكت همين طوري مثل چي، اگر راهپيمايي مي‏ري بايد جيغ بزني، نه اينكه ساكت. و اين يك توطئه بود. و يك پيام هم دارم كه من خيلي متأسف شدم و يك روز يك نفر از اون جوان‏هاي غيور آمد پيش من و من را برد توي اينترنت و من خيلي خجالت كشيدم شايد چند ساعت. و در اون جا يك اينترنت بود كه مال اون زم بود كه سيگار فروخت و فيلم درست كرد كه آدم خجالت مي‏كشه اون را نگاه كند و يك مرد بود كه مثل زن‏هاي ضعيف لباس پوشيد و به چشم خواهري خوشگل بود. اي زم! حالا براي من اينترنت درست كني؟ مگر تو بيل گيتي؟ مگر تو اينترنتي؟ رفتي اونجا براي خودت عكس گذاشتي؟ و يك نفر گفت كه اين اينترنت اون تلويزيون بود. حالا ديگه به لاريجاني دخالت مي‏كني. البته من با اون هم مخالفم و با بقيه اون‏ها. و يك استراتژيك هم براي اون دوم خرداديان دارم كه دادگاه اون را محكوم كرد كه ده سال اينجا بايد باشه و نبايد رقاصي بكند. اي خرداديان! مثل زن‏هاي ضعيف مي‏رقصي؟ خجالت بكش! و اگر من به اون قاضي بودم اون را مي‏فرستادم دهات كه كشاورزي كنه كه هم آدام بشه و هم براي مملكت فايده داشته باشه. و يك استراتژيك هم براي اون برادران غيور داشتم كه شنيدم در تهران با او ماشين‏هاي سياه رفت و جلوي اون جوان فاسد را گرفت و خدا پشت و پناه اون باشد، امّا يك تنقيد از اون بكنم كه چرا لندكروز؟ كه يك ماشين گران هست براي اون مرفه بي‏درد. و من مي‏گم اگر تو مستضعف هستي و سرمايه‏داري نيستي پس چرا نمي‏ري سوار وانت بشي كه ده نفر هم پشت اون سوار بشه جا هست و براي كشاورزي هم فايده دارد. و ديگر هيچ پيامي ندارم و من مي‏گم تا هفته آينده خداحافظ.

حسنی | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/48

Comments

Post a comment




Remember Me?