دوشنبه 6 خرداد 1381
دوشنبه 6 خرداد 1381
فایل صوتی را می توانید از اینجا بشنوید.
در اين دو هفته كه من نيامده بودم چند اتفاق مهم افتاد و من اگر اون نبود به شما نميآمدم. اول از همه اون زلزله بود كه من خيلي ناراحت شدم و اين خيلي مهم بود و من بايد در اين زلزله چند استراتژيك مهم را به شما بگم. اول اينكه مگر اين مملكت حساب و كتاب نداره كه در اون زلزله؟ اي وزارت مسكن! اي بهداري!اي خارجه! شما چي كار ميكني؟ و من ميگم اگر قراره زلزله بياد چرا فقير و بيچاره بايد بره زلزله، تو طرفدار مستضعفي؟ اي دوم خرداد!اگر راست ميگي و اون جامعه مدني بود زلزله هم براي فقير بيچاره هم براي اون مرفه بيدرد. و بايد اون وزارت مسكن اين را حل بكند وگرنه من به اون اعتراض ميكنم. و يكي هم اون كمال بود كه اون ژاپني را آورد در تهران كه بيا زلزله من را اندازه بگير. حالا اگر فردا ژاپني به سيامك پول داد براي ملانوري كه با اون برج بسازه براي روزنامه كمونيست چي؟ پس جاسوسي بود.
و استراتژيك دوم من اون مسكن بود كه همان خانه هست كه يك نفر در تهران كه رئيس بود گفت: مملكت ما در مسكن استراتژيك نداشت و من در اينجا چند استراتژيك را بگويم. اولين استراتژيك اون بود كه مسكن نبايد اونجوري باشه كه اون جوان بيكار بره پشت بام نگاه كنه ناموس مردم. و اي زن! تو هم حجابت را درست كن. دومين استراتژيك اون بود كه مسكن نبايد اينقدر فاصله داشته باشه كه وقتي به بچه ميگي چايي بياره او چايي سرد بشه و اسراف بشه، بعد بره چايي از هندوستان بياره كه با اون پرويز دعوا كرد و بمب اتمي داره. سومين استراتژيك مسكن اون بود كه وقتي زنگ ميزني بچه بايد زود در را باز كنه و من اعتراض دارم. استراتژيك چهارم اون بود كه خانه بايد حياط داشته باشه براي كشاورزي و گوجه فرنگي و خيار كه البته من با خيار مخالفم و گوجهفرنگي بايد ارزان بشه. و اگر حياط داشته باشه اون جوان ميره بيل ميزنه كشاورزي ميكنه و مثل اون ديويد سرش را درست نميكنه كه مثل خروس باشه.
و يك استراتژيك براي فوتبال بگم كه در اون جهاني بازي كرد و اون هيتلر پول داد به مادونا كه آلمان برد. و اين مادونا يك فوتبال بود كه در اون بازي كرد و يك نفر به من گفت كه اين با دست زد به توپ و اون گل شد و قبول كرد. حالا تقلب؟ اي مادونا! اگر آدم بودي اينقدر مردم پشت سرت حرف نميزدن كه به هركي بگي خجالت بكشه. با دست توپ ميزني؟ البته من با فوتبال مخالفم و من بچه كه بودم چند بار بازي كردم و كفشم پاره شد. و اگر آدم باشه ميره كشاورزي ميكنه نه اينكه كفشش را بزنه اونجا كه پاره بشه و من با اون مادونا مخالفم. مخصوصا كه اسم اون خيلي سخت بود. و آدم بايد اسمش خوب باشه و من ميگم حالا كه اسم اون ميدان را هفتتير گذاشتي و اسم اون ميدان توپخانه بود چند تا ميدان هم اسم بذار مسلسل و آرپيجي كه مردم با اون صدام بجنگه و ديگر به من تجاوز نكند.
و من ديگر هيچ پيامي ندارم چون امروز به جوانان علاقمند شدم از هفته بعد هركس سئوال داشته باشه به اينترنت من تلفن بزنه كه من اون را جواب بدم و خداحافظ.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/47