چهارشنبه 29 مهر 1383
چهارشنبه 29 مهر 1383
در هفته گذشته من به شما سخنراني نكردم و چند نفر ناراحت شد و با من تلفن زد كه شما حرف نميزني ما هم حرف نميزنيم و اين به من خيلي ناراحتكننده بود و من چند شب نخوابيدم. در اين هفته به من چند استراتژيك مهم اتفاق افتاد، اوّل از همه اون جهاني بود كه مسابقه داد و از لاريجاني اون را پخش كرد و هر روز هر روز من ديدم در همه خانه همسايه صداي اون لاريجاني بلند بود و تا يك گل زد هر كس جوان بود به خودش جيغ ميكشيد و من خيلي ناراحت شدم. اي جوان! خاك بر سرت! تو شخصيت خودت باش، نه اينكه اون رفت گل زد تو احساسات بكني. و يك پيام براي اون ديويد دارم كه در انگليس بود و با موبايل به من گفتند كه گل زد و من عكس اون را ديدم كه موي اون شبيه خروس بود. و اين ميرسليم بايد جلوي اون را بگيرد و يك پيشنهاد به لاريجاني دارم كه وقتي فيلم فوتبال پخش ميكند موهاي اون درست كنه. و من خيلي خوشحال شدم كه اون سنگال كه همه سياهپوست و فقير و بيچاره بود به اون فرانسه كمونيست برنده شد و من به رئيس جمهور فرانسه ميگم اي ژان پل سارتر! تو كه اون زنت خودش يك ضعيفه بود تو ديدي كه سنگال تو را برد؟ و اين يك پيروزي بود، مثل بنلادن كه اون بانك تجارت را زد. و يك پيام به لاريجاني بدم كه عوض اون فوتبال كه جوان مردم از صبح تا شب تماشا ميكند به اون ياد بده كه تراكتور چطور بايد زمين شخم بزنه كه آمريكا به من نياد برنج بياره با چلوكباب.
و يك استراتژيك بود كه در اون دوم خرداد بود كه من در يك روزنامه خواندم كه از تهران آمد و نوشته بود كه اين شكاف در دوم خرداد افتاد. حالا راحت شدي؟ اي دوم خرداد! اي كمونيست! اي بيدين! اينقدر اين كارها را كردي كه شكاف افتاد. وقتي اون سعيد گفت كه از پايين فشار بده از بالا چونه بزن، مگر آدم چيه كه اينقدر فشار بده؟ هر چي فشار بدي اوّل شكاف ميخوره بعدش پاره ميشه.
استراتژيك سوّم من اون شهردار تهران بود كه روزنامه نوشته بود 17 ميليون تومن پول براي خودش يك نفري داشت. اي شهردار! تو بايد مستضعف باشي، نه مثل اون. هي هر روز رفت به اون تهران برج درست كرد، چقدر پنجره؟ چقدر در؟ جمع كني ميشه 17 ميليون تومن. اين همه آدم مملكت شب گرسنه ميخوابه، تو 17 ميليون تومن؟ و من ميگم اين برادران ما اون شهردار را استيضاح كند و بگيره ببره زندان كه اين پول از كجا؟ اگر پدرت داشت پس تو چرا اون پول را براي فقير و بيچاره ندادي؟ اگر خودت گرفتي از كجا؟ حتي شنيدم در اون شهردار چند نفر آدم بود كه صد هزار تومن حقوق گرفت در يك ماه تقسيم بر سي ميشه سههزار تومان در روز و ده هزار تومن اضافه ميآد. پس اين شد جامعة مدني؟ اون وقت هر روز هر روز اين شهردار با اون شورا دعوا كرد.
استراتژيك سوم من اون اينترنت بود كه من رفتم به اون. و يك شب يك نفر از برادران ما كه مثل منشيهاي ضعيف از اون ماشينحساب توي خونه خودش گذاشته مثل آهنگ انگشتش را روي اون ميزنه من را برد و يك تلويزيون داشت و من تمام اون اينترنت را ديدم والحق خيلي جالب و غريب و عجيب بود. ولي در اون من ديدم زنهاي ضعيف ميآمد از همه جور كه آدم خيلي عصباني ميشد. اي بيل گيتس! تو مگر از خودت خواهر مادر نداري كه اين زن را آوردي اون جوان ما را فريب بدي؟ براي خودش در اونجا يك چيزي نوشته و اين جوان رفت توي اون. من خودم چند اينترنت ديدم كه خيلي هم ضدانقلابي بود و به زبان فارسي بود و من نميدونم اين بيل گيتس از كجا فارسي ياد گرفت؟ من پرسيدم از چند نفر و شايد اين بيل گيتس برادر اون بيل كلينتون باشه و از آمريكا پول گرفت و اين سيامك هم پول گرفت داد به ملانوري كه با اون برج ساخت براي اسرائيل.
استراتژيك چهارم من در مورد شكنجه بود كه اون را مجلس برد به شوراي نگهبان و خوشبختانه برادران غيور ما آن را رد كردند. يعني چي؟ اي چپي! اي كمونيست! اي مزروعي! تو براي من تعيين تكليف ميكني؟ اگر يك نفر آمد توي اون زندان و برادران غيور و زحمتكش ما به او گفتند اعتراف كن و اون نكرد، اون وقت چي؟ ما بچه بوديم يه صدا ميداديم باباش ميزد تو سرش، اون وقت تو لايحه؟ تو اگر مجلس هستي برو كشاورزي كن، قانون به تو چه مربوطه؟ مگر اينجا كمونيسته كه مجلس اون بره قانون براي خودش؟
و ديگر من به شما هيچ حرفي نميزنم، هر كي ميخواد حرف بزنه، هر كي ميخواد نزنه. من اين هفته هم دموكراسي شدم. خداحافظ.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/46