چهارشنبه 29 مهر 1383
چهارشنبه 29 مهر 1383
من اين هفته به خودم مسافرت نرفتم. چند نفر با من اعتراض كرد كه چرا؟ حالا من ميگم مگر من با اون دوم خرداد چه فرقي ميكنم. هر روز هر روز اين رئيسجمهور ميره مسافرت و من اعتراض ميكنم. البته من خودم شخصاً با اعتراض مخالفم ولي ميگم چرا اين همه مسافرت؟ مگر تو رئيسجمهور نيستي؟ اين همه بيكاري بيآبي داريم كه اون جوان به جاي كشاورزي رفت مسابقه، تو مسافرت؟ البته وقتي اون ميره مسافرت چند فايده داشت كه برادران ما اونها را دستگير ميكند و حتّي روزنامه را ميبندد و اين خوب بود.
اين هفته چند استرتژيك مهّم اتفاق افتاد. اوّل از همه اون خرداديان بود كه اومد، اون را برادران فداكار ما گرفتند و من خيلي خوشحال شدم و به اون دوم خرداد ميگم خجالت بكش، اين كار بود كردي كه اون خرداديان اومد ايران؟ و من فكر ميكنم اون را آمريكا فرستاد براي مذاكره با اون. و من شرم دارم كه اومد ايران. تو خرداديان نيستي، دوم خرداديان هستي. و اين خرداديان را به چند دليل بايد محاكمه كني. اي مطرب! اي رقاص! تو رفتي تلويزيون خارج قر ميدي براي اين جوان؟ و يك فيلم براي من آوردند كه اون را ضبط كرده بودند و مثل زنهاي ضعيف دستش را ميكرد توي موي خودش و من شرم ميكنم چه برسه به اينكه زن باشه. و دوم اون بود كه مثل زن حرف ميزد، تو اگر مردي چرا اين كار را كردي؟ اصلاً تو رفتي آمريكا درست بخون چرا قر ميدي؟ آدم ميره رياضي فيزيك بخونه قر ميده؟ و البته من چند بار كتاب رياضي فيزيك ديدم خيلي سخت بود و كتابهاي شهيد مطهري از اون خيلي بهتر بود و من اون را خوندم. مخصوصاً داستان راستان كه من چند صفحة اون را خواندم.
استراتژيك دوم من اون پروين بود كه مسابقه داد و اين همه جوان رفت اونجا كف زد و سوت زد، خجالت بكش! تو سه روز مونده به تولد پيغمبر سوت ميزني؟ چند نفر جوان مملكت رفته اونجا مسابقه ميده اين به اون گل ميزنه اون به اين. و من يك پيشنهاد ميكنم كه اون پروين و اون استقلال همين افشين را بفرسته تيراندازي و اونها مسابقه تيراندازي بده. و اگر من بودم اسم افشين را يك اسم آدم ميگذاشتم مثل صفر يا قلي و اگر تيراندازي كند خيلي بيشتر هم براي مملكت فايده دارد كه اگر آمريكا آمد هر كس ميره استاديوم ميره جنگ و مملكت نجات پيدا ميكند.
و يك استراتژيك مهم اين انتخابات شورا بود كه من مخالفم. اصلاً چرا انتخابات؟ مگر من اينجا مُردم؟ تو كي هستي كه به اون ميگي دموكراسي؟ اگر راست ميگي اون شوراي نگهبان به جاي اينكه اون نماينده را تأييد كند و چند نفر دوم خرداد بره مجلس يك استراتژيك درست كند و اون ملّت را صلاحيت بكند كهن هر كس صلاحيت داشت رأي بده نه اينكه هركس سرش را بندازه پايين بره صندوق. و از نظر من اين دموكراسي اون بيشتره. و اگر علما به مردم كه صلاحيت داره بگه كه به كي رأي بده اون ميره صندوق مياندازه مملكت درست ميشه. اون وقت هم دموكراسي داريم كه من با اون مخالفم هم اينكه نظر من رعايت ميشه.
و يك استراتژيك دارم براي اون محسن كه رفت فرانسه براي سينما و اونجا اين كفار و منافقين يك سينما درست كردند كه من شرم ميكنم اسم اون را ببرم. نميشد مثل آدم اسم بذاري كه زن بچة مردم خجالت نكشه؟ و اين ميرسليم ورداشته فيلم ايراني فرستاد به اونجا كه من هيچ وقت اسم اون را نميبرم. اي ميرسليم! تو مثلاً ارشاد مملكت شدي؟ اگر راست ميگي از اون لاريجاني ياد بگير كه هر روز هر روز فيلم جنگي درست كرد و هر دفعه ميبينم الحمدالله چند آمريكايي تير ميخوره در اون لاريجاني.
و ديگر هيچ استراتژيك ندارم و حرف نميزنم. و من چون از ديروز خيلي دموكراسي هستم تا هفته بعد هر كس خواست حرف بزنه ولي بيناموسي و مذاكره آمريكا و دوّم خرداد نباشه. خداحافظ.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/45