یکشنبه 21 بهمن 1380
یکشنبه 21 بهمن 1380
فایل صوتی را می توانید از اینجا بشنوید.
من امروز خيلي دموكراسي هستم. چرا؟ براي اينكه من خيلي فكر كردم كه اين آمريكا با من چي ميگي كه اون حقوق بشر را رعايت بكند و من اون را مطالعة بررسي كردم و يك كتاب بزرگ بود كه يك نفر آورد و با من نشان داد و چند عكس رنگي داشت و اون براي من ترجمه كرد.
از همون زمان پيشهوري و اسماعيل آقا سيميتقو كه اون هيتلر و ادوارد اينشتين حمله كرد اون ژاپني را با اون بمب اتمي كشت مردم دنيا فهميد كه اينطور نيست كه هركس براي خودش باشد. ولي اون صهيونيست اونجا رفت زمين خريد، اين از اون ور، اون از اين ور. و اون صهيونيست اومد گريه كرد كه اين هيتلر بيناموس من را ميكشد و من خيلي مظلوم شدم و همين رفت نفوذ كرد به اون و داخل شد به اون متحد. و يك دفتر آژانس درست كرد، مثل اينكه هزار تومن در تهران ميگيرد مردم تلفن ميزني ميبري، ولي همه يهودي بود. و اون يهودي، اينها را ميبرد و با آنها حرف ميزد كه شما بايد صهيونيست بشي. و اسرائيل را درست كرد. و من با اون از بچگي مخالف بودم كه همون زمان هواپيماي استالين اومد و بمباران كرد كه هرچي كشاورزي و خانه و طويله مردم بود از بين برد و من به اون جرج بوش ميگم اي حيوان! خاك برسرت! من ترورسيت هستم يا اون كه اومد با زور گرفت از اون ياسر عرفات كه من اصلاً قبولش ندارم؟ و پيام من اينه كه بايد صهيونيست بري، اسرائيل را بدهد به اون ياسر عرفات، بعد من خودم عرفات را ميذارم كنار و يك نفر كه آدم باشه ميذارم جاي اون كه از اون هم بهتر باشه. دوم اينكه بايد ما وحدت بكنيم كه اون آمريكا بره كنار. من ميگم حالا كه دوم خرداد شد و اون ميرسليم رفت رئيس اون تمدنها شد و زنش به راه راست هدايت شد و اون خاتمي اومد و با من گفت كه ديگر هيچكس كف نزنه، دست نزنه و اون قنبرو اون ملاّ نوري اومد در راهپيمايي، حالا همه بايد دستش را به دست من بدي، البته خواهرها جدا، برادرها جدا، و اون مزروعي كمونيست و اون ر ضا و اون بهزاد و اينها بايد بري، چون اونها روزنامة چپي كمونيست در ميآري، ما با اون وحدت نميكنيم و همه با هم مشت محكم ميزنيم. و دموكراسي هم با اينكه من از اسمش خوشم نميآد، ولي فعلاً باشد تا اينكه اون عادل كه رئيس مدرسه شده بود و در مجلس بود و اون حرف كمونيستي را فارسي ميكرد براش يه چيز پيدا كنه كه من بفهمم. دموكراسي يعني چي؟ آدم ناموس داشته باشه اسم خارجي؟ ده بار اين رو بگي ميري جهنم و من اجازه نميدم. سوم در مورد اون انگليس بود كه يك نفر جاسوس را به من فرستاد كه سفير بشه. مگر همين جواد چه اشكالي داشت؟ همون جواد را كه با اون انگليس مذاكره كرد بفرسته به من سفير بشه. مگر هركس سفير انگليس شد بايد انگليسي باشه؟ اون لاريجاني بشه سفير انگليس در ايران كه من خودم ديدم انگليسي بلد بود و قيافهاش هم به مسلمين ميخوره و برادرش هم رئيس تلويزيون شد و من يك اخطار بدم براي وحدت با تلويزيون كه اين زير آسمان شهر چي هست كه هر روز اومد يه چيزي براي مردم درست ميكنه؟ چرا به جاي اين، اون فيلم تمساح كه اومد اون گورخر را خورد و آدم قلبش وايميسته اون را نگاه كند را پخش نميكني؟ اوي خشايار! تو آدمي كه اون حرف بيتربيت را ميزني كه بچة مردم را خراب كني؟ و من اخطار ميكنم كه اگر حرف زدنش را درست نكنه من هم مثل اسرائيل دعوا ميكنم. ديگر من حرف نميزنم، شما هم حرف نزن تا هفتة بعد.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/38
ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:نطق پیش از دستور، 21 بهمن 1380، من امروز خيلي دموكراسي هستم:
» free online poker from free online poker
One of the symptoms of an approaching nervous breakdown is the belief that one's work is terribly important. by texas hold'em [Read More]
Tracked on February 23, 2005 11:18 PM
با تشکر از شما .اما فایل صوتی دانلود نمیشه لطفا اصلاح نمایید.
Posted by: دموکراسی at September 25, 2008 12:39 AM