یکشنبه 14 بهمن 1380
یکشنبه 14 بهمن 1380
فایل صوتی را می توانید از اینجا بشنوید.
در اين هفته من مسافرت بودم و نيامدم و چند حرف استراتژيك در مورد اون شهرام داشتم كه با اون چند ميليون پول داد و گفت كه من براي كار خير دادم...
اي شهرام، اگر راست ميگي اين كار بود كه تو كردي، اين همه صندوق كميتة امداد، اون پونصد ميليون را چند نفر كارمند ميگرفتي اون پول را در صندوق ميريختي، اگر براي خدا بود، اگر براي خدا نبود و براي اون بود كه اون صندوق بانك صادرات كه ضمانت كرد را فريب بدهي، پس چرا اينقدر حرف ميزني؟ و يك مسئله هم در دادگاه بود كه الحمدالله همه را افشاگري كرد كه اين پونصد ميليون گرفت، اون دويست ميليون. و اين ملت فهميد كه اون چي كار كرد. عوض اون لقمان بيا اين نماينده را بگير كه پول گرفت كه اون را آزاد كردي.
و دوم هم اين مجله سينما بود كه آن را تعطيل كرد و من خيلي خوشحال شدم و اين يك استراتژيك بود. چون در اين سينما خطرناك هست و من خودم بچه كه بودم يك بار رفتم و در اون چند نفر يك ساعت همديگر را ميزدند و من خيلي هيجانزده شدم، ولي من با اون خانم كه رقصيد خيلي مخالفم كه اون لباس را پوشيد و من با اينكه بچه بودم خيلي مخالف بودم و من چند حرف دارم براي اون. اون اين بود كه اونجا چراغش اگر خاموش باشه هركس هركاري ميخواد ميكنه و از ويدئو و اينترنت كه چراغ اتاق روشن هست خيلي بدتره. و اگر يك خانم و يك آقا برود در اون سينما كي به اون ميگه خجالت بكش و اين يك دليل. دليل دوم اون بود كه اون هنرپيشه ميآد توي فيلم كه من خودم عكسش را در فيلم ديدم كه موهاش را روغن زده بود و اون خانم با اون زهرماري خودش را آرايش كرده چشمش سبزه، زيرابروش آبي، قرمز كرده لباش را كه بچة مردم را فريب بده كه جوان مردم اون را تماشا ميكنه ديگه جبهه نميره. اي سينما، اين مجلة سينما! تو با اين كارت آب ميريزي آسياب آمريكا اون دوم خرداد دنبالش راه ميافته كه خيانت بكنه به مملكت. اين كار شد؟ و من با اون مجله مخالفم و بايد تعطيل كند. مخصوصاً كه يك مجله را هم شنيدم كه يك زن در اون رئيس بود و اين بدتر از اون هست. و سوم اينكه اون جورج بوش اومد گفت كه من با ايران ميجنگم. اوي جورج بوش! تو با من ميجنگي؟ تو اگر راست ميگي جلو اون بانك تجارت خودت را بگير كه اون بنلادن هواپيمات را دزديد و به اون زد. تو غلط ميكني به من دخالت ميكني. تو اگر ديپلم گرفته بودي ميفهميدي يك نفر ديپلمات نبايد خودش را به اون دخالت كند. خاك بر سرت كه از اون مارگارت تاچر كه معاون اون بيل كلينتون بود و لباس قرمز ميپوشيد هم كمتري. اون ضعيفه فهميد كه خودش را نبايد به من دخالت كند، تو نفهميدي. تو به من تهديد ميكني؟ تو با من گفتي تروريست، در حالي كه من ميگم هركس نوكر آمريكا بود اون را بايد بكشد و هركس اسرائيل بود اون را بايد بزند. اين تروريسته، اون وقت تو دموكراسي و اينترنت هستي، من تروريست هستم.
من ديگر هيچ حرفي ندارم، جز اينكه اون اسرائيل هم نبايد اين سخنراني من را پخش كند و خدا حافظ.
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/37
ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:نطق پیش از دستور، 14 بهمن 1380، سينما از اينترنت هم خطرناكتر بود:
» texas hold'em from texas hold'em
Liberty not only means that the individual has both the opportunity and the burden of choice; it also means that he must bear the consequences of his actions...Liberty and responsibility are inseparab [Read More]
Tracked on February 23, 2005 10:17 PM