جمعه 15 آبان 1383

جوک های گروه اول

صدور انقلاب
خبرنگار تلويزيون در سالهاي اول انقلاب با وارطان مصاحبه تلويزيوني كرد و از او پرسيد: برادر! نظرتون درباره صدور انقلاب چيه؟
وارطان گفت: موافقم، هاماشو صادر كنين.

غسل جنابت
از يك دانش آموز كه خيلي سياسي شده بود در كلاس ديني پرسيدن:
چطور غسل جنابت مي‏كنن؟
گفت: اول موضع مون رو روشن مي‏كنيم، بعداً جناح راست رو شستشو مي‏ديم، و اونوقت جناح چپ رو مي‏شوريم.
پرسيدن: پس بقيه جاها چي؟
گفت: اونجا مثل كارگزاران مي‏مونه، هم با راست شستشو مي‏شه، هم با چپ.

كفش لويي شونزدهم
يه روز حاج آقا به عنوان نماينده مملكت براي بازديد به فرانسه رفت و از موزه لوور ديدن كرد. مديران موزه براي اثبات حسن نيت يك كفش براي او آوردن و به او دادن و به او گفتن: ما كفش لويي شونزدهم رو به عنوان هديه به شما تقديم مي‏كنيم.
حاج آقا كفش رو پاش كرد و گفت: ولي اين كفش يه كم تنگه، نمي‏شه كفش لويي هفدهم رو به من بدين؟

قم فقط دو نقطه دارد
در سالهاي اول جنگ يك روز تلويزيون خبر داد: سه نقطه قم بمباران شد.
حاج آقا كه اين خبر رو شنيده بود گفت: مگه مي‏شه، قم كه دو تا نقطه بيشتر نداره.
و بعد از او هم آقاي اردبيلي گفت: عجب حرفي مي‏زنند، گوم كي اصلن نوقطه نداري.

خرابه
يه روز حاج آقا رو بردن براي بازديد از مناطق بمباران شده و يك مدرسه كه در اثر بمباران به خرابه تبديل شده بود بهش نشون دادن. حاج آقا اونجا رو كه ديد، گفت: باز هم خدا رو شكر كه خورده توي خرابه.

شمارش معكوس
يه روز روباه بعد از تغييرات قضايي داشت فرار مي‏كرد و به سرعت مي‏دويد. شغال اونو ديد و گفت: كجا داري به اين سرعت فرار مي‏كني؟
گفت: تو هم فرار كن، دارن هر حيووني رو كه سه تا تخم داره مي‏گيرن و تخماشو مي‏كشن.
شغال گفت: مگه تو سه تا تخم داري؟
گفت: نه، ولي اونا اول تخما رو مي‏كشن، بعداً مي‏شمرن.

استالين
يك روز مدتي پس از مرگ استالين برژنف داشت در نشست عمومي حزب كمونيست عليه سياستهاي استالين حرف مي‏زد.يك دفعه از انتهاي سالن صدايي گفت: اون موقع تو كجا بودي كه جرأت نداشتي اين حرفا رو بزني؟
برژنف به طرف صدا برگشت و پرسيد: كي بود؟
كسي جواب نداد.
باز هم پرسيد: كي بود؟
باز هم كسي جرأت نكرد جواب بده.
برژنف گفت: اون موقع من همون جايي نشسته بودم كه تو الآن نشستي.

رضا شاه و ناپلئون بناپارت
يه روز رضا شاه براي بازديد از تيمارستان به اونجا رفت.در هنگام بازديد يكي از ديوونه‏ها شروع كرد به مسخره كردن او.رضا شاه عصباني شد و گفت: مرتيكه من رضا شاهم
يه ديوونه اومد سراغش و گفت: غصه نخور، تو هم خوب مي‏شي. اوني رو كه اون گوشه مي‏بيني وقتي اومد اينجا مي‏گفت من ناپلئون بناپارتم، الآن خوب شده، تو هم خوب مي‏شي.

جنگ بي پايان
يه روز حاج آقا در مورد جنگ سخنراني مي‏كرد و مي‏گفت: حالا اين قدر با عراق مي‏جنگين كه مي‏ترسم آخرش دعواتون بشه.

باتري ساز بيچاره
يه روز حاج آقا شنيده بود كه بابي ساندز در ايرلند كشته شده. در اين مورد سخنراني كرد و گفت: آقاي تاچر! بيرحم! براي چي اون باتري ساز كاسب بيچاره رو كشتي؟
يكي از پشت پرده يواشكي بهش گفت: حاج آقا، تاچر كه مرد نيست.
حاج آقا گفت: تازه، مي‏گن اين تاچر خيلي هم نامرده.

مصدق رفت
يه روز دو تا معتاد با هم حرف مي‏زدن. يكي از اونا گفت: شنيدي ديشب مهندش موشوي در مورد مهتادا چي گفت؟
اون يكي پرسيد: موشوي ديگه كيه؟
گفت: موشوي ديگه، نخشت وژير.
پرسيد: موشوي شد نخشت وژير؟ پش مشدق رفت؟

رسالت زبره
يه روز از گزارشكر تلويزيون از وارطان پرسيد: برادر! شما از روزنامه‏هاي بعد از انقلاب استفاده مي‏كنين؟
وارطان گفت: بعله، زياد
گزارشگر پرسيد: آيا از اطلاعات هم استفاده مي‏كنيد؟
وارطان گفت: بعله، تا حدي استفاده مي‏كنيم.
گزارشگر پرسيد: آيا از كيهان هم استفاده مي‏كنيد؟
وارطان گفت: بعله، خيلي استفاده مي‏كنيم.
گزارشگر پرسيد: آيا از روزنامه رسالت هم استفاده مي‏كنيد؟
وارطان گفت: رسالت استفاده نمي‏كنيم، آخه خيلي زبره.

فمينيسم در افغانستان
يه گزارشگر كه در زمان طالبان اوضاع زنان در افغانستان رو ديده بود ، بعد از رفتن طالبان از اون كشور ديدن كرد و از تغييرات اجتماعي كه مي‏ديد شگفت زده شد. او قبلاً ديده بود كه مردان جلوتر راه مي‏رفتند و زنان چند متر پشت سر اونها راه مي‏رفتند، در حالي كه مي‏ديد پس از جنگ زنان چند متر جلو‏تر از مردان راه مي‏رفتند. از يك نفر دليل اين تغيير رو پرسيد. او گفت: علت اين است كه در مدت جنگ تمام كشور رو طالبان مين‏گذاري كردند.

اين آرژانتيني ها
يه روز يه كارمند وزارت خارجه آمريكا مأمور شد كه براي خدمت به سفارت آمريكا در آرژانتين بره. از اين موضوع ناراحت شد و با اعتراض پيش رئيس قسمت خودش رفت و گفت: من حاضر نيستم به آرژانتين برم.
رئيس قسمت گفت: چرا؟
گفت: آخه آرژانتيني‏ها آدمهاي غير قابل تحملي هستند، آرژانتيني‏ها همه‏شون يا فوتباليستن و يا فاحشه.
رئيس قسمت گفت: آقا اين چه حرفيه مي‏زني!؟ زن من آرژانتيني هست.
كارمند دستپاچه شد و گفت: جداً قربان؟ ايشون تو كدوم تيم بازي مي‏كنن؟

1648192متر مكعب
يه روز يه معلم از يك دانش‏آموز پرسيد: مساحت ايران چقدره؟
گفت: 1648192 متر مكعب
معلم پرسيد: چرا مكعب؟
گفت: چون بعد از انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش.

تهاجم فرهنگي
يه روز به حاج آقا گفتن كه در مورد اين لباسهاي غربي و تحريك كننده كه زنها مي‏پوشن سخنراني كن، ولي طوري حرف بزن كه مردم ناراحت نشن. حاج آقا سخنراني كرد و گفت: من نمي‏دونم اين مدلهاي غربي چيه در اين شهر پيدا شده، واقعاً نمي‏فهمم اين خواهراي ما اخيراً همه‏شون دامناشون تنگ شده، يا اخيراً همه‏شون چاق شدن؟

جوکستان | بازگشت به صفحه اول

دنبالک

آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/9

ليست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند:جوک های گروه اول:

» texas holdem from texas holdem
What experience and history teach us is this - that people and governments have never learned anything from history, or acted upon any lessons they might have drawn from it. by [Read More]

Tracked on February 20, 2005 11:15 PM