قصه های سنگتاب (۲)- ختنه سوران استقلال سنگتاب
![]()
صنوبر علفکار
زمان:
یک روزی
مکان:
خیابان «مَیَعان در خان»٬ خیابان اصلی ده
یک عده در حال چراغانی و تزئین هستند. چراغهای پلاستیکی به رنگ های زرد و بنفش و قرمز به رنگ پرچم سنگتاب و پرچمک های کاغذی با عکس خان اخم و تخم کرده.
محمود قریه فلفلکی٬ به عنوان دیزاینر به رتق و فتق امور می پردازد. محمود قریه پیشتر سم پاش بود. آن زمانها که هنوز دِدِتِ مفید بود٬ محمود قریه با امشی در کوچه ها دور میافتاد و به زور هم که شده ملت را فیشت فیشت دِدِتِ اندود می کرد. البته می گفتند شبانه هم گربه در گونی می کرد و محض تخلیه انرژی با چماق ورزشان میداد. می گویند اثرات همین دِدِتِ بود که به این کارهای ناروا روی آورد. اما کسی نمی داند چه شد که یک دفعه شد آرتیست. یک عدهای بیکار سوالاتی را در این خصوص مطرح کردند اما پی اش را نگرفتند چون محمود هم دِدِتِ داشت٬ هم گونی٬ هم چماق. بگذریم٬ اصلا به ما چه. اصلا به تو چه؟
چهارشنبه 10 اسفند 1390 | لينک ثابت | صنوبر | 0 نظر | 0 دنبالک
قصه های سنگتاب (۱)؛ توپو-پسیکوگرافی

صنوبر علفکار
کلوز آپ:
یک نوشته:
همی گویند از همان ابتداهای خلقت٬ دادار هور سنگتاب را به مثال لعل بدخشانی بر نوک عالم کوبیدی تا نورپاشان باشدی. ده سنگتاب همی قرار داشتی در مرکز چندین لایه سلسله جبال تا از چشم بدان در امان بودی.
سنگتاب دهی بودستی همه چیز تمام که هیچ کس را نیازی نبودی به خروج از ده. گویند بسی پیشترها٬ به قبل از شیوع وبا و طاعون و تراخم و ایدز٬ عدهای بس ناقابل طمع کرده همانا و ده را همی ترک کردی که آن عده نیز یا باز نگشتندی یا اگر باز گشتی شیرین عقل بودی که چوب خدا همی صامت باشد.
سه شنبه 9 اسفند 1390 | لينک ثابت | صنوبر | 0 نظر | 0 دنبالک
باز آمدم٬ باز آمدم/ با توضیح دلیل غیبتم آمدم

صنوبر علفکار
سلام٬
حالتون خوبه؟ امیدوارم که باشین. منم خوبم مرسی. خیلی وقته که ننوشتم و خیلی وقته که از هیچکدومتون خبر ندارم. میدونم که شاید خیلی ها رو ناراحت کرده باشم که بی خبر رفتم و هیچ توضیحی هم ندادم اما به خدا دلیل داشتم.
نمی خوام خیلی کشش بدم و فقط یک توضیح کوچیک میدم تا کسی رو نرنجونده باشم که واقعا قصدم این نبوده.
سه شنبه 9 اسفند 1390 | لينک ثابت | صنوبر | 0 نظر | 0 دنبالک
انقلاب می خواهی برو لیبی

فرج سلحشور باز هم باز شد و این چهره سینمایی که می رود بتدریج تبدیل به یک " حسنی" در ابعاد سینمایی شود، مجددا و برای خالی نبودن عریضه طویله اعلام کرد: " سینما به درد جمهوری اسلامی نمی خورد." این نظر به دلایل مختلف اشکال دارد. برخی اشکالات آن به شرح زیر است:
1) آقای سلحشور 33 سال دیر این حرف را زده است. در طول این 33 سال بیش از 1500 فیلم تولید شده و حداقل 200 فیلم آن جزو آثار برجسته تاریخ فرهنگ ایران است. از این فرج درخواست می گردد از این پس بموقع نظر بدهند، تا سه سال تاخیر را می شود کاری کرد، ولی 33 سال کمی زیاد است.
دوشنبه 9 آبان 1390 | لينک ثابت | روزنوشت | 0 دنبالک
پیام گیر الکترونیکی

با توجه به اهمیت پیامگیر در اسلام و جمهوری اسلامی و اینکه باید از پیامگیر الکترونیکی تا حد امکان استفاده بهینه کرد، متن پیام برخی مسوولان بشرح زیر تقدیم می شود.
سه شنبه 3 آبان 1390 | لينک ثابت | روز شمار انقلاب | 0 دنبالک
ما بیشماریم، جهان از آن ماست

آقایان! اگر لشگر به خیابان بیاورید، طبیعی است که پذیرفته اید که از جمع بیشمار مردم واهمه دارید، اگر واقعا ما را گروهی کوچک می دانید چه هراسی از ما دارید؟ از همین روست که ما می گوئیم و می نویسیم که جمعی بیشماریم.
دوشنبه 25 بهمن 1389 | لينک ثابت | روزنوشت | 0 دنبالک
خیابانهای سبز تاریخ من، نیلگون اخوان

لباس هایم را آماده می کنم، مثل اینکه می خواهی به مهمانی بروی، کفش ورزشی، شلوار لی، مانتویی که از همان اول به تو گیر ندهند، و یک دستبند سبز در گوشه جیب. برای دهمین بار همه را نگاه می کنم. مبادا که چیزی کم بیاید، یک کیسه پلاستیکی هم برمی دارم، باید همراهت باشد وقتی که ماموری می گوید کجا می روی. می گویم می خواهم یک کیلو گوجه فرنگی بخرم.
یکشنبه 24 بهمن 1389 | لينک ثابت | انتخابات | 0 دنبالک
یک مجله و یک خبرنامه و یک ای نبوی

ای نبوی دات کام وارد شد و با هزار دردسر و مشکل که اول کار همیشه همین هاست و هر چقدر هم تلاش کنی ذره بین به دست بگیری و مواظب باشی از دستت درد نرود و کنترل کیفیت کنی و هزار تا کار درد گرم خورده، باز هم آخرش یا قیر نیست، یا قیف نیست، یا رئیس رفته مرخصی. و صد البته که اخیرا فرار مغزها به بهشت هم اضافه شده به جهنم ایرانی. به همین دلیل یک چندی آهندلی کردیم و دل به هیچ دلبندی نبستیم و فقط دل در گرو مهر مهربان سایت مان بستیم، تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد.
جمعه 27 آذر 1388 | لينک ثابت | enabavi | 0 دنبالک
ای نبوی دات کام وارد می شود

اینکه این مثنوی مدت زیادی تاخیر شد و مدتی گویا بودیم و داستان دوم دام که برخی مطالب من در آن منتشر می شد، شرحش نه هفتاد من کاغذ که هفتاد گیگ اطلاعات می شود و حالا چه لزومی دارد که اصلا درباره خون و شیر و این چیزها حرف بزنیم؟ فعلا " ای نبوی دات کام" کارش را آغاز کرده است، کاری که آغازش همین است که می بینید. یک گروه از دوستان من از همه جای ایران و بیرون تلاش می کنند تا این سایت بتواند همه مطالب مرا که در این بیست سال منتشر شده یک جا گرد بیاورند و همه مطالبی که روزانه نوشته می شود نیز بسرعت در ای نبوی منتشر شود.
شنبه 7 آذر 1388 | لينک ثابت | enabavi | 2 نظر | 0 دنبالک
وقتی که رُم رَم کرد
صنوبر علفکار
گاهی اوقات بعضی ها خیلی شدید، زیاد، حجیم، عمیق، با سه فصل نان اضافه کیفوری می شوند . وقتی آن اتفاقی که آدم در خواب های آشفته اش هم اگر می دید تا سه روز از خوشی آن به هپروت پناهنده می شد و سریع پاسپورت عالم حقیقتش را هم جر واجر می کرد که احیانا بر نگردد، در عالم واقع اتفاق بیافتد. بعضی از آدم ها هم که کلا اسم درگوشیشان "دوبل سوپر اولترا شانس علی" است. این حالت، دقیقا بازگوی حس و حال "فرست لیدی" ما بود؛ اعظم السادات همسر پزریدنت.